وقتی زراعت می‌کنیم، تمام اتفاقات از صفر تا صد در طی یکسال اتفاق می‌افتد. در طی یکسال هم می‌کاریم و هم به محصول می‌رسیم. اما اگر تصمیم به باغداری داشته باشیم، ممکن است از لحظه اقدام برای ایجاد باغ تا رسیدن به محصول چندین سال طول بکشد.

متاسفانه در مدیریت کشور، نوعی نگاه مدیریت زراعی حاکم است، تمام مدیران سعی دارند آنچیزی را انجام دهند که حداکثر تا یکسال جواب خواهد داد. احتمالا دلیل آن این است که هیچ مدیری اطمینان ندارد که بتواند بیش از یکسال در مسند مدیریت بماند. به خاطر این دلیل احتمالی نیز، آن‌ها فقط به فکر باردهی اعمال خود فقط در مدت حضور در مدیریت هستند.

اما؛ اگر فضای مدیریت و فرهنگ عمومی جامعه به سمتی سوق پیدا کند که صرفا به دنبال نتایج زودبازده نباشیم، به مدیران با کفایت امکان کارهای بلندمدت را بدهیم، مدیرانمان جسارت «دیگران کاشتند ما خوردیم، ما نیز بکاریم دیگران بخورند» پیدا کنند، قطعا شاهد شکوفایی استعدادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی و … خواهیم شد، استعدادهایی که طوفان عدم ثبات آنها را به باد فنا داده است.

مشهودترین مورد؛ حال و روز امروزی ورزش کشور علی‌الخصوص فوتبال ماست. تمام تیم‌های در سطح حرفه‌ای ما، تنها به دنبال استفاده از بازیکنان معروف‌تر، بزرگتر و جاافتاده‌تر هستند تا مبادا موقعیت‌شان در جدول باعث از دست رفتن جایگاهشان نشود. عدم توجه به سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت از قبیل تیم‌های پایه موجب شده است، تا اکثر تیم‌های ما تنها مترصد نتیجه باشند تا منتطر آن. شاید از قضای روزگار موفقیتی حاصل شود، نه اینکه در سایه اقدامات درازمدت و بنیادی حصول نتیجه قریب به قطعی باشد.

4 دیدگاه ها

  1. با عرض سلام و ادب خدمت دکتر:
    با ایراد مثالهای جالب و متنوع به تنگناهای مدیریتی در امر ورزش اشاره نموده اید امید است که مدیران و دستگاههای درگیر با امر ورزش با نیم نگاهی به این مسابل تلنگری به بهبود کیفیت کار مدیریتیشان بدهند.

پیام بگذارید